ابن أبي الدنيا ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )
81
مقتل الإمام أمير المؤمنين على بن أبى طالب ( ع ) ( فارسي )
و به اين سو و آن سو راندم و خداى جز پوشيده نگه داشتن آن را نخواست ، هيهات كه پوشيده دانشى است . ( 1 ) و اينك وصيت من شما را اين است كه خدا را شرك مياوريد و چيزى را با او انباز مسازيد و محمد كه درود خدا بر او باد و بر خاندانش سنت او را تباه مداريد و اين دو ستون را برپا داريد و هرگاه پراكنده نشويد نكوهشى بر شما نخواهد بود ، هر يك از شما به اندازه توان بكوشد و از نادانان درگذرد ، پروردگارى مهربان و آيينى استوار و پابرجاى . ما بر سر شاخساران و وزشگاه نسيمهاى وزان و زير سايه ابر بوديم كه جايگاهش از ميان رفت و نشانش از زمين رخت بربست . روزها و شبهاى پياپى همسايه و همنشين شما بودم و به زودى از من پيكرى خالى كه پس از حركت آرام گرفته و پس از گفتگو به خاموشى گراييده خواهيد يافت . بايد كه آرميدن من و بىحركت شدن دست و پايم شما را پند دهد كه براى عبرتگيرندگان از هر سخن رسايى پنددهندهتر است ، شما را بدرود مىگويم بدرود كسى كه آماده ديدار است . فردا روزگار خالى از مرا مىبينيد و رازهاى درونى من براى شما آشكار مىشود . خداى با من هرگز رو در بايستى نخواهد فرمود مگر آنكه باتقوا به پيشگاهش روم و از لغزشهايى كه خود وعده فرموده است درگذرد . تا روز پيوستن به يكديگر - رستخيز - بر شما درود باد ، اگر زنده ماندم خودم صاحب خون خويشتنم و اگر مردم مرگ ميعاد من است .